خرید بک لینک
مسیر زندگیه من از کنار عن سانای اطراف ف عبور نمیکنه

عادمای خر مذهبی و خشک مقدسی

ازونایی که با پنبه سرتو میبرن

طرف نماز میخونه مثل چی بعد اونوخت ملاکش برای ازدواج به ظاهر دخترش پول و مادیاته

برگشته میگه حتی اگه ازدواجم کنی نمیذارم باهم باشین

یعنی هیچ گونه عارامشی نداریم تو خلوتمون

برگشته میگه زیر عقد نامه باید امضا کنی که والدین احمق ف هروخت دلشون خواست برن بیان تو خونه

پس فردام شکایت میکنن میگن کلید بده

عاقا من نمیدونم مگه دانشجو بودن جرمه؟

من دانشجوعم ولی ازون طرف به فکر زندگیمم هستم

ولی والدین ف مخالفن میگن چون دانشجو هستی یه عیب محسوب میشه

عادمایی با سطح فکری فوق العاده پایین

منم کاری از دستم برنمیاد ب ف میگم اگه تو عارامش میخوای باید بجنگی ولی اون همش غم باد میگیره

اونا یه برده میخوان

ف رو برده ی خودشون گیر عاوردن که بهش امرو نهی کنن

یه مشت عادم لاشخور خود عن بزرگ بین که پوچ و توخالی هستن

من نمیتونم با همچین عادمایی کنار بیام تو زندگیم

طرف برگشته میگه نباید موسیقی گوش بدیم تو خانواده ی ما فقد عرب پرستی بوده :))))) گمشو بابا

فک کرده نوبرشو عاورده

با این اتفاقاتی که افتاده دیگه نمیتونم این مسیرو ادامه بدم

کسی که بخواد با ازدواج همه چیمو از من بگیره چ بهتر که ازدواج صورت نگیره

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 1:58

صفحه بندی