خوب هستید؟
میخواهم چند دقیقه ای اینجا برایت بنویسم تا بعدها متن من را بخوانی
مادرم من را ببخش اگر برایت پسر بدی بودم
ببخش من را اگر گاه و بیگاه بیخود از دستت ناراحت شدم و قدر زحماتت را ندانستم
من میدانم اما مادر واقعی بودن چقدر سخت و طاقت فرسا است
من تورا درک میکنم بخاطر تمام سختی های که برایم متحمل شدی و دستت را میبوسم
امیدوارم من را ببخشی و خطاهای غیر عمدم را از روی نادانی من بگذاری
اگر از بیرون از خانه خسته آمدم و گوشه ای ولو گشتم همچون یک شمع سوزان آب گشتم تو اما همچون فرشته ای مراقب نگهبانم بودی در تمام شرایط سختم
حتی در لحظاتی که روی تخت بیمارستان همچون پرنده ای بی بال و پر تقلا میزدم تو بودی که کنار تختم دعا می کردی و مداوم حواست به من بود تا مبادا خم به ابرویم افتد.
امیدوارم روزی بتوانم زحماتت را جبران کنم
پسر کوچت./