خوب هستی؟
وقتت را زیاد نمیگیرم چند جمله ای ناگفته هست مینویسم برایت
الان که دارم این نامه را برایت مینویسم تو در اتاق بغلی در حال گفت و گو هستی برای ازدواجت
یادت هست چقد پافشاری میکردی برای ازدواج نکردنت خوشحالم که راه درست را انتخاب کردی امیدوارم همیشه کنار همسرت خوشبخت باشی و زندگی با آرامشی را تجربه کنی
همیشه دلم این را میخواست که بتوانم روزی عمو بشوم
نمیدانی که برادر زاده چقدر شیرین است
یادت است کوچک که بودیم همش بر سر اینکه چه کانالی روی تلویزیون پخش شود دعوا داشتیم اکثر اوقات هم تو کوتاه میامدی
آن زمان ها که کوچک و ناتوان بودم از من دفاع میکردی در مقابل بچه های دیگر محله
من همیشه مراقبت های نامحسوست را احساس میکردم با اینکه تو جدی بودی و مغرور
آن روز های خوب را مطمئن هستم که میتوانی دوباره بسازی
برادر کوچکت./