شاید دیگه نباشم که بنویسم. ولی هیچ وقت همسرتون رو بدکاره خطاب نکنین . بهش نگین تو فقط برای من نیستی با همه هستی جز من . نگین زندگیمونو بهم زدی. همه چی رو رو سر عشقتون خراب نکنین. هردو طرف مقصرن. به نظرتون من اگه ازدواج مون رو قبل کاغذ بازیای مزخرف به همه بگم و یه روز به گوش والدم (نه پدر و اینجور مزخرفات) برسه با من چی کار میکنه.به نظرتون اینکه من عاشقانه عشقمو دوس دارم ولی معتقدم زندگیم به خودم مربوطه و به همکارم نگفتم که من ازدواج کردم هرزگیه؟ با اینکه من همه جا حلقه ی ازدواجمون دستمه. من وفادار نیستم؟ من .... . حالا دیگه به مرحله ایی رسیدیم که دیگه نمیشه این حرفارو تحمل کرد. دیشب زجر کشیدم تا صبح شد ولی زجرای عاشقانه ی من هیچ وقت دیده نشد.
چون به کسی نگفتم. جایی ننوشتم. موهام سفید شد ولی دم نزدم. من زندگی رو با عشقم میخواستم. با آرامش نه الم شنگه . خستم.
شاید پ.ن نوشتم.
برچسب:
نویسنده: فاطمه مرادی
تاريخ: جمعه
12 خرداد
1396 ساعت: 18:45