من ف بانو هستم .که همسر مهربونم اجازه داده تو وبلاگش فعالیت کنم.
البته قلم من به پای سردرگم نمیرسه ولی دوس دارم منم حرفای دلمو اینجا بنویسمو و پستی و بلندی های زندگیمونو ثبت کنم . و اینکه هیچ وخت یادم نره که اگه به عشقم رسیدم چه روزهایی رو سپری کردم.
وختی ااینجارو سال ها بعد باهم بخونیم کلی میخندیم به این روزا و خداروشکر میکنیم که کنار هم ازین زمین و عن ساناش جدا شدیم و رفتیم تو دنیای خودمون که آرزوشو داشتیم
و اینکه روزی برای ما روز عشقه که دستای همو تو دست هم بگیریم و هییچ عادمی دوروبرمون نباشه
به امید اونروزه که زنده ایم 
برچسب:
نویسنده: فاطمه مرادی