مجبور میشم تنهایی خودمو عاروم کنم
گاهی شبا که تو خواب نفسم قطع میشه و نمیتونم نفس بکشم
زمین جون خسته نشدی بس چرخیدی؟
والا ما که خسته شدیم بس که بالا پایین شدیم
من مشکل رو میدونم چیه
ولی نمیتونم حلش کنم
با خودم راحت تر از همیشه حرف میزنم
همیشه ازین میترسیدم که انقد بی پناه بشم که خودم بشم مرهم خودم
که الحمدالله به سرعت حاصل شد ;)
خدا پدره این تلگرام رو بیامرزه که امکان اینو فراهم کرد که رو در روی خودم قرار بگیرم و با خودم حرف بزنم و خفه کُش نشم

فیلم "لانتوری" رو امروز دانلود میکنم
فک کنم باید فیلم قشنگی باشه

خیلی وخته روند فیلم دیدنم نزولی بوده
قبلنا همیشه اعصابم به هم ریخته میشد
مینشستم فیلم میدیدم مخصوصن ژانر رومنس یا درام
تا یه مدت شارژ میشدم روحن
من روحم خستس
خسته از عادم ها
هرچی تلاش میکنم زندگی رو به جهت "خوش بودن واقعی" سوق بدم یه جاش میلنگه یا یه جاش رو میلنگونن
ای عن سانه خودخواه و حسود
چی تورو مغرور کرده؟

هر کسی باید رو زمین یه جای عارامش دهنده داشته باشه تا وختی از همه قطع امید کرده بره اونجا
امروز بعد از دانشگاه میرم امام زاده
امروزم تموم میشه
فرداهم شروع نشده تموم میشه
اولویت های زندگیمون جا به جا شده
هدف های زمینی
خدایا به عاغوش بکش منو تا این تن وامونده عذاب نکشه
زمین واسه زمینیاش
پس بذار برن دنبال نابودی...
برچسب:
نویسنده: فاطمه مرادی