خرید بک لینک
من همیشه همه جا عشقمو جار زدم

ولی اون همیشه سعی کرد منو نادید بگیره و مقابل دیگران محوم کنه

و الان به تنهاییش افتخار میکنه

اما حقیقت هیج وخت تغییر نمیکنه

این من بودم که بوسیدمش و بهش عشق ورزیدم

عشق واقعی

اما سعی کرد همه چیزو نادیده بگیره و بگه به من ربطی نداره

من عشقمو ثبت کردم در تاریخ در زمین در گذشته در عاینده

اگه با کس دیگه ای ازدواج کنم قاعدتا عشق نیست فقد یه باهم بودن و گذران پوچ زندگیه

و بعد ها که بچه دار بشم اتفاقات الان رو بعدها براشون تعریف میکنم

من هرزگی بلد نیستم خواستم با عشقم باشم ادامه بدم زندگی کنم

اما هیچ کس از هیچی باخبر نیست

وقتی میخوای با عشقت ازدواج کنی ولی اون توی خانواده ی داعشی به دنیا اومده که نه یک جو معرفت دارن نه یک جو احساس

و میگن ما نمیذاریم حالا یا مستقیم یا غیر مستقیم

و اینکه خود عشق هم تلاشی نمیکنه و راهی برای من نمیمونه

مطمئنن عاشق و معشوقایی که توی تاریخ بهم رسیدن هردو تلاش کردن و جنگیدن

تلاش یه نفره جایی نمیرسه

امیدوارم درس و دانشگاه و خرید و بین اون عادما و توی اون شهر بودن براش جایگزین خوب و معقولی برای عشق باشه...

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 1:55

صفحه بندی