
امروز از اول صبح درگیر تعمیر ماشینم بودم خیلیییی خسته شدممم با ف جانم کلی وخت گذروندیم رفتم خونه خالم دیدم چن نفر دیگم اونجان پسر دختر خالم همش درباره ی کلش عاو کلنز حرف میزد من خودم بازی نمیکنم بازی فقد ماشینی :))) داداش کوچیکش هعی میومد چنگ مینداختمون :| خیلی تند تند تشنم میشه فلاسکمو عاب یخ میریزم میذارم کنارم هر وخت تشنم شد یه لیوان میرم بالا الانم دیگه وخت لالاعه قبلش خواب میخوام یکم کتاب بخونم بلکه فرجی شد امشب یه خواب درست درمون ببینم :))...
ادامه مطلب