خرید بک لینک
01:01

خیلی معنی داره...

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 15:39

من عاخرین

بازمانده ی شهرم...

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 15:39

عاسمون چقد قشنگه

ماه هم معلومه

منم که بهترم

+وقتی دوباره این این شانس رو دارم که توی کوچه پس کوچه های تهران قدم بزنم

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 21:06

هرکاری کنیم

یه روزی به خودمون برمیگرده

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 21:06

خداوندا

کمی استراحت لازمم میدانی دیگر

بالاخره هرچه باشد من یک مَردَم

جز تو پناه و عاغوشی ندارم

عارام بخش قلبم باش عزیزترینم...

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 21:06

زندگی صحنهٔ یکتای هنرمندی ماست،

هرکسی نغمهٔ خود خواند و از صحنه رود،

صحنه پیوسته بجاست،

خرّم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

برچسب: پایان, نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: جمعه 7 مهر 1396 ساعت: 21:06

سلام مادرم خوب هستید؟ میخواهم چند دقیقه ای اینجا برایت بنویسم تا بعدها متن من را بخوانی مادرم من را ببخش اگر برایت پسر بدی بودم ببخش من را اگر گاه و بیگاه بیخود از دستت ناراحت شدم و قدر زحماتت را ندانستم من میدانم اما مادر واقعی بودن چقدر سخت و طاقت فرسا است من تورا درک میکنم بخاطر تمام سختی های که برایم متحمل شدی و دستت را میبوسم امیدوارم من را ببخشی و خطاهای غیر عمدم را از روی نادانی من بگذاری اادامه مطلب

برچسب: نامه,مادر,عزیزم, نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 17:57

سلام پدرم احوالتان خوب است؟ میخواهم برایتان چند جمله ای بنویسم و اگر بعد ها توانستی آن را بخوان پدرم من ناراحتی و نگرانی تورا در همه ی حالات درک میکنم به هرحال من هم یک مرد هستم و مرد بودن خیلی سخت است؛ چه روز هایی که تو سخت کار و تلاش کردی و عرق ریختی تا ما بتوانیم زندگی آرام تری داشته باشیم به دلیل مشغله ی کاریَت وقتی شب ها به خانه برمیگشتی کمی خسته تر بودی و ما به تو خرده میگرفتیم که ای بابا چادامه مطلب

برچسب: نامه,عزیزم, نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 17:57

سلام برادر خوب هستی؟ وقتت را زیاد نمیگیرم چند جمله ای ناگفته هست مینویسم برایت الان که دارم این نامه را برایت مینویسم تو در اتاق بغلی در حال گفت و گو هستی برای ازدواجت یادت هست چقد پافشاری میکردی برای ازدواج نکردنت خوشحالم که راه درست را انتخاب کردی امیدوارم همیشه کنار همسرت خوشبخت باشی و زندگی با آرامشی را تجربه کنی همیشه دلم این را میخواست که بتوانم روزی عمو بشوم نمیدانی که برادر زاده چقدر شیرینادامه مطلب

برچسب: نامه,برادر,عزیزم, نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 17:57

سلام ف جانم هرچه ناگفته دارم برایت مینویسم اگه روزی به چشمت خورد آن را بخوان امیدوارم الان که این را برایت مینویسم خوب خوب باشی با اینکه چند روزی است از تو یار محبوبم خبری ندارم راستش میدانی مخاطب حرف هایم که تو میشوی یک طوری میشوم دست هایم یخ میبندد و قلبم نا منظم میتپد ف جانم امیدوارم من را بخاطر تمام اشتباهاتم ببخشی و از ته قلبت از من راضی بوده باشی میدانی من هیچ وقت کس دیگه ای را نتوانستم متصوادامه مطلب

برچسب: نامه,همسر,عزیزم, نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 17:57

عشق و دوست داشتن با ارزش ترین مقوله ی زندگیه یک فرده اینکه عزیزترینت رو به همه نشون بدی بگی ببینین این عشقمه ها نباشه نیستمحسی که عشق به وجود میاره باعث میشه بهت اهمیت بده خدای ناکرده اگه ناخوش احوال باشی نگرانت میشه دستاتو میگیره که خوب شی توی بدترین شرایط هم میاد کنارت هیچ وخت ترکت نمیکنه عشق یعنی اولین و عاخرین بوسه ای که هدیه میکنی به عزیزترینت باشه عاغوشت فقط برای عزیزترینته بخشش مهم ترین عضادامه مطلب

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 17:46

دلم میخواد یه نامه بنویسم برای عشق

به نظرتون با چی شروع کنم؟

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 17:46

دیشب تا صبح خواب عشق رو دیدم

صبح بیدار شدم دیدم عشقی در کار نیست

عه قرصام رو کجا گذاشته بودم :)

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 17:46

انقد دوست دارم یه روزی دخترمو بغل کنم

بهش بگم دختر بابا ^_^

خیلی لذت بخشه

دیوونم خودتی :))

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 17:46

مثلن یه روز درو باز کنم

اون یهو بپره بغلم

بگه اینا همش شوخی بود :)

برچسب: نویسنده: فاطمه مرادی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 17:46

صفحه بندی