205.نه بیشتر... - تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 0:41
یه شب یه سکوت یه ماه کامل یکم ناراحتی یکم بغض فقد چند قطره اشک نه بیشتر نه بیشتر...
202. - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 22:40
قسمت نبود انگار :)))) یه عالمه نوشتم از دست رفت دوباره نوشتم یهو صفحه ریلود شد نوشته هام از بین رفت +اینجاست که باید روی دکمه ی ▶ کلیک کرد و فقد از موزیک لذت برد... +فردا یه روزه پُر عکسه سعی میکنم بیشتر عکس بگیرم
203. - تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 22:40
وختی بهت نیاز دارم پـیـــــشــــــم بـــاش هــــمیــــــن -_-
200. - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 22:51
سادگی یعنی این این یعنی سادگی دیشب فیلم "حوض نقاشی" رو دیدندی و بسی گریه ها با عان نمودندی گوشیمان از جیبمان دیروز افتادندی و شیشه عش شکستندی و برایمان نیز مهم نبودندی حدسمان بر این عست که ضربه مغزی نیز شدندی چون گاه گاه هنگ کردندی قرار عست در هفته های عاتی کوله باره عشق بستندی و راهیه دیاره ف جانما...
201. - تاریخ: 1395/6/22 ساعت: 22:51
خدایا حواست به خیلی چیزا نیست خیلی دلگیرم ازت خیلی یا کسایی که اذیتم میکنن رو از بین ببر یا همون کسایی که ناراحتم میکنن رو نابود کن نکنی خودم زحمتشو میکشم منو به عارامش برسون شیطاناییه که خودت خلق کردی مسئولیتش پای خودته اگه مَردی گردن بگیر خوبی کنی و بد دهنی هم بشنوی نوچ نوچ نوچ کاش هیچ وخت تو همچی...
198. - تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 15:32
چقد حس خوبی دارم وختی فکر میکنم دارم کاره درست رو انجام میدم همه ی لباسامو ریختم بیرون شستم و اتو کشیدم اتاقمو بس جارو زدم جارو برقیمون سوخت :| دل و رودشو ریختم بیرون دیدم نه! قابل احیا نیست! از نت جارو برقی میخوام سفارش بدم شلواری که اون دفعه گرفته بودم رو برام عاوردن خدا رو شکر خوبه و سایزه و مهم ...
197.^_^ - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 16:38
امروز از اول صبح درگیر تعمیر ماشینم بودم خیلیییی خسته شدممم با ف جانم کلی وخت گذروندیم رفتم خونه خالم دیدم چن نفر دیگم اونجان پسر دختر خالم همش درباره ی کلش عاو کلنز حرف میزد من خودم بازی نمیکنم بازی فقد ماشینی :))) داداش کوچیکش هعی میومد چنگ مینداختمون :| خیلی تند تند تشنم میشه فلاسکمو عاب یخ میریز...
196. - تاریخ: 1395/6/16 ساعت: 6:51
اونا فک میکنن که میتونن سر از کارام در بیارن من خودم نمیتونم از کارای خودم سر در بیارم :)))
195. - تاریخ: 1395/6/15 ساعت: 1:36
از تنهایی خرید رفتن متنفرم واسه همین همیشه خریدامو اینترنتی میکنم اینکه بخوای بری بیرون این مغازه به اون مغازه بگردی هرچی دلت خواست بگیری باید اونی که باهاش راحتی همرات باشه با ف جانم قرار گذاشتیم یه سری خریدارو با هم بریم تازه قراره یه بار بریم سان شاین بخوریم به حساب ف امروز یه شلوار خریدم اینترنت...
194. - تاریخ: 1395/6/14 ساعت: 19:50
خدایا رویامونو اَزَمون نگیر اگه به احساسمون ایمان داری خواهش میکنم ازت
192.نگران نباش - تاریخ: 1395/6/13 ساعت: 23:30
امشب ازون شبایی بود که دوست داشتم به عارامش بگذره ولی نذاشتن با تهمتاشون با بد دهنیاشون با اذیتاشون شکستنم بریدمشون و دیگر هیچ...
193. - تاریخ: 1395/6/13 ساعت: 23:30
یه هفتس یه دلهره و استرس عجیبی دارم نمیدونم چرا امروز میرم همون امام زاده زیارت کنم شاید دلهرم از بین رفت صبح از طرف پُست چیزایی که گرفته بودمو عاوردن یه فلاسک گرفته بودم که این ور اونور میرم همرام باشه من چایی زیاد دوست ندارم فقد شیر کاکائو گرم
182. - تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 4:01
چند وخته هعی دلم میخواد برم یه امام زاده ای جایی اونم تنهایی! ولی نمیشه که نمیشه!! هر وخت میخوام برم یه اتفاقی میوفته ولی فردا این طلسمو میشکنم یه امام زاده ای هست این اطراف انقد خوب و عارامش بخشه ^_^ همیشه هم خلوته انگار خاص ترین نقطه ی زمین اونجاست! فقد میخوام برم اونجا حرفامو بزنم بالاخره امام زا...
183.بوی هیزم بوی چوب :))) بوی امام زاده رنگی :)))))))) - تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 4:01
امروز خدا رو شکر خیلی خوش گذشت رفتم امام زاده تا همین الان برگشتم دوست نداشتم برگردم خونه اصن بعدش کلی با ف حرف زدیم ^_^ انقدم هوا گرمه اینجا وختی رسیدم خونه کل پیرهنم خیسه خیس بود :))) تصمیم گرفتم هر از گاهی برم حس مسیرش حرف نداره خلوته خلوت مخصوصن شبا جاده بوی هیزم سوخته میاد انقد کیف میده :))) تو...
185. - تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 4:01
وختی به عارامش نزدیک میشم اونا مثل یه موجود پلید سعی میکنن منو به سمت تشویشی که خودشون دارن بکشن ولی نمیتونن ولی نمیذارم
186. - تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 4:01
اعصابم خیلی خورده امروز صبح رفتم سایت دانشگاه دیدم 45 واحد برای من قابل اخذ زده بعد هر کدومو که میزدم ارور میداد اومدم دانشگاه رفتم پیش مسئول راهنما طرف میگه سیستم عاموزشیمون مشکل داره عاغا :| اینا سایت اصن بالا نمیاد :||| گفتم تکلیف من چی میشه گفت درسایی که فقد واسه ورودی خودته رو میتونی برداری :||...
187.روز عاخر... - تاریخ: 1395/6/12 ساعت: 4:01
داشتم فک میکردم حس عادمی که امروز عاخرین روز زندگیشه چطوریه؟ به چه چیزایی توجه میکنه؟ به خوشی های کوچیکی که ممکنه تو زندگیش از دست داده باشه فک میکنه فک میکنه که امروز دیگه هیچی مهم نیست چون فردا من نیستم مهم نیست اگه تا امروز از کسی کینه داشتیم که کینه حقش نبود کینه هه رو بیرون کنیم مهم نیست اگه تا...
188. - تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 22:38
اگه هنوز نخوابیدم خواستم بهت شب بخیر بگم هیچ کس دقیق تر از تو معنیه سکوتمو نمیدونه پروردگارم شبت بخیر...
190. - تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 22:38
عشق یعنی یه قدم من یه قدم تو غیر ازین باشه عشق نیست
191. - تاریخ: 1395/6/11 ساعت: 22:38
خدایا ممنونم ازت که هوامونو داری معنیه سکوتمو میفهمی؟ خب منم معنیه سکوتتو میفهمم ❤

برچسب‌های مرتبط

209 106 in expanded | 209 area code | 209 2 | 209 2 sticker | 209 00 | 209 5 pc | 209 30 icd 10 | 209 30 | 209 60 | 209 106 word form